کلینیک زیبایی جوانه


کلینیک زیبایی جوانه

 

کلینیک زیبایی جوانه با سال‌ها تجربه در زمینه‌های پوست، مو و زیبایی فعالیت میکند. کلینیک جوانه مجهز به دستگاه‌های پیشرفته همراه با پزشکان با تجربه ارائه دهنده کلیه خدمات مربوط به پوست، مو، لیزر، کاشت مو و لاغری این کلینیک زیر نظر پزشکان و متخصصین محترم و همگام با جدیدترین متد‌ها و روش‌های دانش پزشکی زیبایی، آمیخته با دقت و ظرافت ارائه می‌شود. 

بوتاکس و تزریق ژل:

 

کلینیک زیبایی جوانه 

 

یکی از علت‌های اصلی پیری و چین و چروک‌های پوست کم شدن چربی زیرپوست است که به دنبال این اتفاق، مشکلاتی از قبیل: ایجاد و عمیق شدن خط خنده، خط اخم، گود شدن زیر چشم‌ها و تحلیل رفتن گونه‌ها اتفاق می‌افتد که برای برطرف کردن آن‌ها می‌توان از بهترین پرکننده که تزریق چربی است کمک گرفت، زیرا در این روش بافت چربی از قسمتی از بدن فرد (معمولا ران) برداشته می‌شود و به قسمتی دیگر از بدن پیوند زده می‌شود. چربی نوعی حجم دهنده‌ی طبیعی است که کاربردهای زیادی دارد.

از تزریق چربی برای پرکردن مناطق لاغر فرورفته صورت مثل گونه و زیرچشم، برای برجسته کردن گونه‌ها، برای جوانسازی دست و کاهش عروق زیرپوست و پر کردن اسکار یا جای زخم فرورفته می‌توان استفاده کرد.

کم عارضه‌ترین روش برای برجسته سازی لب ها:

در یک جمله می‌توان گفت: تزریق ژل استاندارد که ماندگاری طولانی نداشته باشد، بی خطرترین و ایده آل‌ترین روش برای برجسته کردن لب هاست. روش‌های مختلفی برای برجسته سازی لب‌ها وجود دارد که متداول‌ترین آن تزریق ژل یا پروتز است. اما اصولا چیزی که برای مدت طولانی در بدن باقی بماند، خطرناک است، بنابراین تزریق ژل استاندارد با ماندگاری چند ماهه گزینه‌ی مناسبی است. تزریق ژل‌های *هیالورونیک اسید*که ماندگاری نه ماه تا یک سال دارند و بعد جذب بدن می‌شوند، بهترین گزینه برای حجیم کردن لب‌ها هستند. روش‌های زیادی برای از بین بردن چین و چروک وجود دارد، تزریق ژل هم یکی از راه‌های است که برخی از افراد سراغ آن می‌روند. با تزریق ژل، بلافاصله حجم از دست رفته به پوست بازمی گردد و چین هایی مانند خطوط لبخند و چین هایی که از کناره‌های تحتانی بینی در دو طرف شروع شده وتا گوشه‌های دهان ادامه پیدا می‌کنند، از بین می‌رود.

به طور معمول اثرژل هیالورونیک اسید از چند هفته تا چند ماه باقی می‌ماند. هیالورونیک اسید‌ها قابل جذب هستند و بنابراین راه حل دائمی برای برطرف کردن چین و چروک نیستندو لازم است هر یک سال یکبارتزریق آن‌ها را تکرار کرد. ژل‌های پر کننده اسید هیالورونیک محصولاتی هستند که برای جوانسازی و شادابی پوست استفاده می‌شوند و باعث کاهش یا حذف چین و چروک صورت و پوست و بالا بردن افتادگی ناشی از زخم‌ها، بزرگ شدن حجم لب‌ها، برجسته کردن گونه‌ها و جایگزینی مقدار بافت نرم از دست رفته می‌شوند. با بالارفتن سن، حساسیت ما به چروک افزایش یافته و پوست دچار افتادگی می‌شود. قرار گرفتن در معرض نور خورشید و سال‌های طولانی حرکت عضلات مثل لبخند زدن، نگاه کردن وجویدن باعث فرسوده شدن بافت‌های پوست می‌شود. تزریق ژل یک راهکار بی خطر برای جوانسازی پوست است.

از ژل‌ها برای پرکردن خط خنده، رفع لاغری دست و صورت، گودی زیر چشم ها، گا‌ها چین‌های عمیق در اطراف چشم افزایش حجم لب، گونه، چانه و.. می‌شود استفاده کردو این ترکیبات حتی برای پر کردن فرورفتگی‌های ضایعاتی، چون سالک و… و نیز تغییرات محدود در حالت بینی کاربرد دارند.

هایفو

 

کلینیک زیبایی جوانه 

 یکی از مدرن‌ترین و جدیدترین روش‌های مورد استفاده در جوان سازی پوست، هایفوتراپی است. در این روش از امواج اولتراسوند (مشابه دستگاه سونوگرافی) جهت گرم کردن لایه‌های عمقی پوست و کم کردن چین و چروک صورت، خط خنده، غبغب و لیفت گردن، ابرو‌ها و صورت استفاده می‌شود. نتیجه درمان پس از دو تا سه هفته قابل مشاهده است، ولی اثر ماندگار درمان پس از دو تا شش ماه حاصل می‌شود و معمولا تا دون سال پایدار است. بسته به شدت چین و چروک و افتادگی پوست میتوان درمان را در فواصل شش ماه تا یک سال تکرار کرد.

این روش همچنین دارای مزایای زیادی است از جمله:

عدم آسیب رسانی به سطح پوست و پیشگیری از عوارضی همچون سوختگی و ایجاد لک
بالاتر بودن میزان لیفت و کشیدگی پوست به دلیل دسترسی به لایه‌های زیرین
نداشتن درد و خونریزی هنگام عمل
در صورت نیاز به تکرار مجدد حداقل با فاصله شش ماه تا یک سال انجام شود.
نداشتن دوران نقاهت یا مراقبت خاص
ماندگاری نسبتا بالا

 


کلینیک زیبایی جوانه 

 کلینیک تخصصی پوست و مو جوانه

 

 

 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

 

کلینیک زیبایی جوانه



مجله زیبایی ماه بانو

پایان پوشک در سه روز!


مجله شهرزاد: مثل یک رویا یا حقه است، نه؟ فکر این که کودک شما بتواند بی‌دردسر از توالت استفاده کند، آن هم فقط در چند روز یا حتی در طول یک بعدازظهر، به نظر باور نکردنی می‌آید. اغلب مادرها دست کم چند ماه به این موضوع (و همه سختی‌های مربوط به فرش و شلوار و آب‌کشی) فکر می‌کنند و حتی نزدیک شدن به لگن بچه هم آن‌ها را دچار تپش قلب می‌کند!

در این صفحات ما روش آموزش سریع را برای 3 روز به صورت یک ساختار گام به گام توضیح می‌دهیم تا مطمئن باشید چیزی را جا نینداخته‌اید. یادتان باشد استفاده از این روش یا هر روش دیگری، به این معنا نیست که کودک پس از آن دیگر مثل آدم‌های بزرگ از توالت استفاده می‌کند. موفقیت در این روش، یعنی کودک شما استفاده از توالت را به پوشک ترجیح بدهد، اما همچنان ممکن است گاهی خراب‌کاری کند و شما باید کمکش کنید تا پیشرفت کند. کمک به کودک وقتی کامل می‌شود که امکان استفاده راحت از توالت برای کودک‌تان به صورت مستقل کاملا وجود داشته باشد.

 

چیزهایی هم هست که باید یادش بدهید؛ مثلا این که چطوری شلوارش را پایین بکشد و دوباره پایش کند، لگن توالت را خالی کند و دست‌هایش را با صابون بشوید. این چیزها ممکن است چند ماه طول بکشد و شما مجبور باشید تا آن وقت خودتان همراهی‌اش کنید. برای همین است که بهتر است به این برنامه 3 روزه، به عنوان آخرین ضربه‌ای نگاه کنید که به توپ در حال پرواز به سمت دروازه می‌زنید. مهم‌ترین چیز این است که یادتان باشد هیچ روشی «درست و بی‌اشکال» نیست، مگر آن که برای خودتان و بچه‌تان درست از آب دربیاید!

 

پایان پوشک در سه روز!

خودتان برای آموزش توالت آماده‌اید؟!

تکنیک کودک بی‌پوشک یک روش «بدون پوشک» است. یعنی احتمال خرابکاری و آب‌کشی در این روش بیشتر از 100 درصد است! بنابراین باید از قبل خودتان را برای هر چیزی آماده کنید. اگر حوصله این طور کارها را ندارید، می‌توانید از شورت‌های آموزشی استفاده کنید، اما دیگر انتظار تمام شدن ماجرا در 3 روز را نداشته باشید. روش‌هایی که همراه با پوشک هستند و مثلا مادر در ساعات معینی بچه را به دستشویی می‌برد، ممکن است ماه‌ها طول بکشند. اما این یک روش تضمینی چند روزه است. اگر واقعا می‌خواهید این روش برای‌تان کار کند، باید بچه‌تان را لخت رها کنید! اگر این موضوع برای‌تان غیرقابل تحمل است، از یک روش دیگر استفاده کنید. در غیر این صورت، الان بهترین زمان برای شروع است. اگر از همین حالا خودتان را آماده کنید، می‌توانید تابستان را بدون پوشک سپری کنید! هورا!

آموزش توالت

  • یک لگن آموزشی کودک که او خودش به تنهایی بتواند رویش بنشنید. اگر بتوانید برای هر جای خانه (مثلا اتاق خودش، هال، آشپزخانه، توالت و حمام) یکی تهیه کنید، فوق‌العاده است.
  • یک عالمه آب یا آبمیوه و مایعات دیگر برای نوشیدن جایزه برای هر بار استفاده مطلوب(!) از لگن (شکلات، چیپس یا هر چیز دیگری که کودک‌تان واقعا دوست داشته باشد و شما معمولا او را از خوردن‌اش محروم می‌کنید!)
  • شلنگ یا ظرف آب و یک عالمه دستمال و سطل و این طور چیزها برای پاک کردن رخدادهای تصادفی در وسط خانه.
  • چند دست شلوار یا شورت راحت که فوری پایین بیایند؛ برای وقت‌هایی که بیرون از خانه هستید.
  • چند دست زیرانداز جاذب آب یک بار مصرف (می‌توانید از داروخانه تهیه کنید) برای جاهای خاص که نمی‌خواهید احیانا کثیف شوند؛ مثلا روی صندلی ماشین یا مبلی که روی آن می‌نشینید. بهتر است آن را طوری پهن کنید که کودک‌تان متوجه آن نشود، مثلا زیر روکش اصلی صندلی.

یک ماه قبل از شروع

کنترل کنید که کودک‌تان برای شروع برنامه آموزش توالت آماده است یا نه. آمادگی، یعنی این که کودک‌تان بعد از هر بار دستشویی برای 2 ساعت یا بیشتر خشک می‌ماند، از شما می‌خواهد که به توالت برود، دوست ندارد پوشکش کنید و در زمان‌های نسبتا مشخصی در روز مدفوع می‌کند. اگر کودک شما 28 ماهگی را پشت سر گذاشته باشد، به احتمال زیاد این نشانه‌ها را خواهد داشت. هر چه سن بچه‌ها بیشتر از 28 ماه و نزدیک‌تر به 3 سالگی باشد، موفقیت این روش بیشتر تضمین می‌شود.

برنامه کاری‌تان را خالی کنید و 3 روز را دربست کنار بگذارید و روی آموزش توالت تمرکز کنید. یک نفر دیگر (پدر، مادربزرگ یا پرستار) را هم کنار دست‌تان داشته باشید تا حداقل در 2 روز اول کمک‌تان کند.

یک جور «سرود توالت» اختراع کنید! هدف این است که با رقص و سرود و خوشحالی کودک را به خاطر موفقیتش تشویق کنید و برای ادامه دادنش به او انگیزه بدهید. بنابراین این سرود می‌تواند یک آواز باشد، یک هورای دسته‌جمعی یا یک رقص 3 نفره با کودکی که توی هوا پرت می‌شود! به این فکر کنید که کودک‌تان چطوری‌اش را دوست دارد.

2 تا 5 هفته قبل از شروع آموزش، کودک‌تان را با لگنش آشنا کنید. وقت‌هایی که خودتان، همسرتان یا نزدیکان دیگری که با آن‌ها رودربایستی ندارید، می‌خواهید به توالت بروید، به او اطلاع بدهید که دارید برای چه کاری می‌روید! می‌توانید مراحل توالت را از پایین کشیدن شلوار تا سیفون و شستن دست‌ها برایش توضیح بدهید. حتی می‌توانید بعد از توالت، همراه با همسرتان برای خودتان سرود توالت را اجرا کنید! (اگر والدین این کار را برای خودشان بکنند، کودک حس می‌کند این یک تفریح خانوادگی است!) می‌توانید این کار را برای عروسک‌های کودک‌تان هم اجرا کنید و تمام مراحل توالت را به او نشان بدهید.

 

پایان پوشک در سه روز! 
یک هفته قبل از شروع

یک بسته پوشک را به کودک‌تان نشان بدهید و بگویید که از چهارشنبه (یا هر روز دیگری که قرار است آغاز تعطیلات 3 روزه آموزش پوشک‌تان باشد) دیگر نیازی به این‌ها ندارید و او قرار است بی‌پوشک بگردد. این را به عنوان یک ماجرای مفرح و هیجان‌انگیز معرفی کنید. به او بگویید هر وقت این بسته پوشک تمام شود، دیگر نیازی نیست او پوشک به پا کند و آزاد است!

یکی از علت‌های کارآمدی این روش (و علت این که به آن روش «کودک، بی‌پوشک» می‌گویند) این است که بچه‌ها عاشق این هستند که بی‌لباس بگردند!

اولین روز آموزش

همراه با کودک‌تان از خواب بیدار شوید. پوشکش را باز کنید. بهتر است کودک‌تان لباسی داشته باشد که مزاحم نشستن او روی لگن نشود. یک دامن کوتاه (بدون شورت) برای دخترها عالی است. برای پسرها هم فقط یک شورت راحت‌تر است. از حالا به بعد شما و همسرتان باید چشم بدوزید به بچه‌تان تا اگر نشانه‌هایی از نیاز به دستشویی دیدید، او را فوری به نزدیک‌ترین لگن برسانید.

در طول روز همگی (یعنی خودتان، همسرتان و کودک‌تان) را مجبور کنید میوه و چیزهای آبکی بخورند و کلی آب و شربت دم دست بگذارید که چیزی برای توالت داشته باشید! هر وقت خودتان خواستید به توالت بروید، به کودک‌تان بگویید و مراحل را برایش توضیح دهید. جای دقیق لگن را به او نشان بدهید و بگویید که چه انتظاری از او دارید.

اگر کودک‌تان روی لگن نشست و کارش را انجام داد، موفقیتش را به او تبریک بگویید، حتی اگر بیشترش روی زمین ریخته بود و فقط یک قطره‌اش به لگن رسیده بود! اگر این طوری شد، سرود توالت را با هم اجرا کنید و حتی می‌توانید به او جایزه هم بدهید. بعد از 10 تا 12 بار، معمولا بچه‌ها یاد می‌گیرند به صورت مستقل از لگن استفاده کنند.

اگر یک اتفاق ناخوشایند رخ داد (مثلا مبل یا فرش کثیف شد) نگویید «چیزی نیست!». به جایش با یک لحن ملایم و کمی ناراحت بگویید «جیش (یا پی‌پی) توی لگن!» و به کودک‌تان کمک کنید تا فرش و مبل را تمیز کنید. به هیچ عنوان سرش داد نزنید و به خاطر اتفاقی که افتاده، شرمنده‌اش نکنید. اتفاق، حتما می‌افتد!

قبل از زمان خواب بعدازظهر و خواب شبانه، به کودک‌تان بگویید که وقت توالت است (از او نپرسید که می‌خواهد برود یا نه، چون جوابش نه خواهد بود!) و بعد پوشکش کنید، مگر این که مطمئن باشید خشک می‌ماند.

روز دوم آموزش

روش روز اول را ادامه بدهید. تنها تفاوت این است که در روز دوم می‌توانید یک ساعت در بعدازظهر بیرون بروید. صبر کنید تا او در لگن کارش را بکند و بعد سریع از خانه بیرون بزنید! این طوری به او می‌فهمانید که بین زمان بیرون رفتن از خانه و دستشویی کردن، ارتباطی وجود دارد. ضمنا با این کار کودک‌تان را با «توالت درخواستی» هم آشنا می‌کنید، یعنی قبل از بیرون رفتن از او بخواهید که توالت کند.

موقع بیرون رفتن پای کودک‌تان یک شلوار راحت بکنید و برایش پوشک یا شورت آموزشی نپوشانید. قرار است برای هر رخدادی، داخل خانه یا بیرون آن کودک را آزاد بگذارید. با این حال چند دست لباس با خودتان بردارید؛ شاید خیلی هم خوش شانس نبودید!

بهتر است برای بیرون رفتن یک جای نزدیک را انتخاب کنید تا پیاده (بدون ماشین) بروید. قدم زدن در محله (حتی اطراف ساختمان خودتان) یا رفتن تا پارک نزدیک خانه، این امکان را مهیا می‌کند که یک لگن کوچک را هم با خودتان ببرید. در این مرحله، انتظار نمی‌رود که کودک بتواند خودش را یک ساعت نگه دارد.

روز سوم آموزش

همان روش روز اول را ادامه بدهید، اما می‌توانید صبح و عصر برای یک ساعت بیرون بروید. هر بار قبل از رفتن از کودک‌تان بخواهید توالت کند و بعد بیرون بروید.

برای بیرون رفتن همان کارهای قبلی را بکنید؛ شلوار راحت، لگن کوچک همراه و لباس‌های اضافه.

بعـد از آمـوزش

بعد از این تعطیلات طولانی می‌توانید انتظار داشته باشید که کودک‌تان هر بار که لازم دارد، خودش را به لگن برساند یا به شما بگوید که کمکش کنید. اما برای رسیدن به نتیجه مطلوب، همچنان باید انتظار اتفاقاتی را داشته باشید.

برای 3 ماه آینده، به کودک‌تان اجازه بدهید با شورت یا با یک شلوار شل و ول در خانه بگردد. پوشک را فقط برای خواب شبانه استفاده کنید. بیرون از خانه هم شلوارهای راحت پای او کنید که پایین کشیدن‌شان ساده باشد.

شورت‌های آموزشی یا لباس‌های زیر تنگ برای بچه حس پوشک را دارند و استفاده از آن‌ها قبل از 3 ماه کودک‌تان را ترغیب می‌کند که توی همان‌ها کارش را انجام بدهد. بعد از 3 ماه بدون هیچ رخداد غیر منتظره، می‌توانید به او شورت بپوشانید.

وقتی بیرون می‌روید، لگن کوچک‌تان را همراه‌تان ببرید. در محیط‌های عمومی از آن در دستشویی‌های عمومی استفاده کنید یا از تبدیل‌های توالت فرنگی برای او استفاده کنید. حتما دست‌های خودتان و کودک‌تان را بعد از استفاده از توالت بشویید.

اگر آموزش 3 روزه جواب نداد

اگر کودک شما بعد از آموزش 3 روزه هیچ اشتیاقی برای استفاده از لگن نشان نداد، 6 تا 8 هفته وقفه ایجاد کنید و دوباره امتحان کنید. اگر کودک‌تان کمتر از 75درصد موفقیت نشان بدهد یا اصلا برایش اهمیتی نداشته باشد که زیر پایش خیس می‌شود، آموزش را متوقف کنید و به بعد موکول کنید.

 

پایان پوشک در سه روز!

مثبت و منفی‌های آموزش 3 روزه توالت

 چیزهای خوب

روش آموزش 3 روزه «کودک، بدون پوشک» یک روش آسان است که هر مادر و پدری می‌توانند آن را دنبال کنند. اگر به نظرتان آموزش توالت رفتن یک فرایند مخوف و پراضطراب است، یا فکر می‌کنید آموزش آن غیر ممکن است، این روش را انتخاب کنید!

این روش خیلی سریع جواب می‌دهد؛ در نتیجه برای مادرهای شاغل یا آن‌هایی که مجبورند در مدت مشخصی این ماجرا را تمام کنند (مثلا اگر انتظار فرزند دوم را می‌کشید یا یک سفر کاری در پیش دارید) مفید است. ضمنا کودک‌تان هم به خودش افتخار می‌کند و احساس استقلال به دست می‌آورد. علاوه بر این، شما می‌توانید پول‌هایی را که برای خریدن پوشک خرج می‌کرده‌اید، کنار بگذارید و به خاطر پوشک‌های کثیف‌تان هم کمتر به محیط زیست آسیب می‌زنید!

این روش به جایزه دادن متکی نیست و تشویق کودک در حد سرود توالت یا یک آواز تشویقی است. بنابراین لازم نیست نگران این باشید که کودک‌تان برای توالت به جایزه (مثلا شکلات) وابسته می‌شود. ضمنا با این روش شما توالت را به یک فعالیت مفرح و بامزه تبدیل می‌کنید و از تبدیل شدن کودک‌تان به یک موجود بیزار از توالت (که باید برای بردنش به دستشویی دنبالش بدوید و التماسش کنید) جلوگیری می‌کنید.

 چیزهای بد

این که 3 روز در خانه بمانید و چشم‌های‌تان را به کودک‌تان بدوزید تا متوجه کوچک‌ترین نشانه و تحرک از او برای نیاز به توالت شوید، کمی سخت است. البته این موضوع معمولا پس از روز اول و با یادگیری کودک راحت‌تر می‌شود. اگر هر دو (شما و همسرتان) شاغل باشید، این موضوع سخت‌تر هم می‌شود و شاید نیاز به یکی دو روز مرخصی داشته باشید.

این که کودک‌تان بخواهد 3 روز در خانه لخت بگردد، شاید برای‌تان خوشایند نباشد. ممکن است شما این کار را غیراخلاقی بدانید، در حالی که خانواده‌های دیگری مشکلی با این که کودک‌شان را با خودشان به توالت ببرند و مراحل کار را نشانش بدهند هم نداشته باشند. این به وضعیت فرهنگی خودتان مربوط است و شما باید روشی را که خودتان می‌پسندید، انتخاب کنید. اگر دوست ندارید کودک‌تان کاملا لخت باشد، می‌توانید یک دامن پای دخترتان کنید یا یک شورت شل و آویزان پای پسرتان. ضمنا، فصل سرما هم می‌تواند مانع اجرای این روش باشد. شاید لازم باشد دمای شوفاژهای خانه را کمی زیاد کنید یا برای اجرای برنامه تا تابستان صبر کنید.

چند تجربه واقعی برای اجرای برنامه «کودک بدون پوشک»

من این برنامه را در کمال ناامیدی شروع کردم! آن موقع کودک دومم را باردار بودم و ترجیح می‌دادم هر چه سریع‌تر این ماجرا تمام شود، اما امید نداشتم که واقعا این اتفاق رخ بدهد. روز اول بی‌نهایت تاسف‌بار و ناامید کننده بود. دخترم حتی متوجه نمی‌شد که دریاچه زیر پایش کاردستی خودش است! حتی تلاشی هم برای رسیدن به لگن نمی‌کرد. وقتی روز اول به شب رسید، مطمئن بودم که اشتباه کرده‌ام و زود اقدام کرده‌ام. تعداد شورت‌های شسته شده روی بند 12 تا بود و آن قدر خانه را آب کشیده بودیم که دیگر هیچ حوله و دستمال خشکی نداشتیم. من دچار کمردرد شده بودم و همسرم تمام روز داشت حوله می‌شست. روز دوم همه چیز خیلی بهتر بود. تعداد آب‌کشی‌ها به 3 بار رسید. دخترم سعی کرده بود خودش را به لگن برساند، اما در اغلب اوقات موفق نمی‌شد. با این حال انگار تازه دخترم فهمیده بود که قضیه از چه قرار است! روز سوم عالی بود. آبکشی تمام شد. ما موفق شده بودیم!

قاطع باشید. به خودتان بگویید: همین است؛ 3 روز دیگر همه چیز تمام شده است! چشم‌های‌تان را به روی سختی‌ها ببندید و شروع کنید.

از کلی وقت قبل به ماجرا فکر نکنید و خودتان را نترسانید. ماجرا واقعا ساده‌تر از چیزی که فکرش را می‌کنید، پیش می‌رود. خیلی از مادرها بعد از این که کودک‌شان را از پوشک گرفتند، می‌گویند اگر می‌دانستم این قدر ساده است، زودتر می‌گرفتم!

اگر برای فرش‌ها یا مبل‌های‌تان نگرانید، جمع‌شان کنید! فرش‌های گران قیمت‌تان را لوله کنید و روی مبل‌های‌تان روکش بکشید تا نخواهید تمام مدت به آن‌ها فکر کنید. به هر حال آب کشیدن یک متر سرامیک راحت‌تر از شستن فرش 9 متری است.

اگر نمی‌خواهید همه جای خانه‌تان را شلنگ بکشید، یک جا در خانه‌تان را که آب کشیدنش آسان‌تر است (مثلا آشپزخانه یا راهروی جلوی حمام یا دستشویی) برای کودک‌تان جذاب کنید. خودتان همان جا بپلکید و اسباب بازی‌های او را هم همان جا بیاورید. شاید بهتر باشد 3 روز خانوادگی در همین محل اطراق کنید!

می‌توانید به جای سرود توالت، از جایزه‌هایی مثل شکلات و چیپس استفاده کنید یا فقط قول یک سه‌چرخه را بدهید.

لگن را دم دست بگذارید! تجربه من نشان داد این که دخترم روز اول سراغ لگن نمی‌رفت، به خاطر دوری‌اش بود. عضلات بچه‌ها هنوز آن قدر سفت نیست که بتواند جلوی ریزش ادرار را تا رسیدن به لگن بگیرد. اگر لگن درست بغل دست بچه باشد، او می‌تواند فوری رویش بنشیند. اما رسیدن تا دستشویی، کار سختی است. بهترین کار این است که همان جا، وسط خانه یا اتاق یا آشپزخانه (هرجا که کودک بیشتر حضور دارد) یک زیرانداز ضدآب بیندازید و لگن را رویش بگذارید. این طوری احتمال موفقیت و در نتیجه اعتماد به نفس کودک را بیشتر می‌کنید. من این کار را روز دوم انجام دادم و فوری نتیجه‌اش را دیدم!

 

پایان پوشک در سه روز!

چطور همه جا را تمیز کنیم؟

  • احتمال این که مجبور شوید چند جا را آب بکشید، قطعی است. پس از قبل خودتان را آماده کنید.
  • برای آب کشیدن زمین، باید از آب جاری یا کر استفاده کنید. یک شلنگ که به شیر آب وصل شده، نجسی را تمیز می‌کند. اول عین نجاست (ادرار یا مدفوع) را با دستمال کاغذی خشک کنید. بعد روی آن آب بگیرید. اگر در آن محل آب‌رو (چاه) وجود داشته باشد(مثل دستشویی یا حمام یا آشپزخانه)، کارتان خیلی راحت است. آب بگیرید و سعی کنید بدون پخش و پلا شدن آب، وارد راه‌آب شود.
  • اگر آب‌رو ندارید (مثلا وسط هال یا پذیرایی یا اتاق نجس شده) بعد از تمیز کردن نجاست، دور تا دور محل نجاست را حوله یا دستمال بچینید؛ طوری که آب به بیرون محیط درز نکند. روی نجاست آب بریزید. آب را با حوله‌ها کاملا جمع کنید (مواظب باشید به بیرون محیط دایره حوله‌ها درز نکند) و حوله‌ها را در یک لگن بیندازید. اگر از آب شلنگ استفاده می‌کنید با یک بار آب ریختن و کاملا جمع کردن، محل پاک می‌شود. اما اگر به آب جاری دسترسی ندارید و مثلا با پارچ آب، آب می‌ریزید، باید این کار را 3 بار تکرار کنید. با 3 بار آب ریختن و خشک کردن، محل پاک می‌شود.
  • برای شستن لباس‌های بچه (و احیانا حوله‌هایی که برای پاک کردن زمین استفاده کرده‌اید) کافی است آن‌ها را زیر شیر آب بگیرید و چند بار خیس کنید و بچلانید تا مطمئن شوید که آب داخلش بیرون آمده و تمیز شده.
  • برای شستن خود بچه، یک بار آب ریختن با شلنگ کافی است. زیاد بچه را نشویید. اذیت می‌شود.
  • اگر وسیله‌ای مثل مبل و میز نجس شد، بهترین راه این است که آن را ببرید توی حمام و یک بار رویش آب شلنگ بگیرید. در غیر این صورت باید همان روش آب ریختن و خشک کردن را اجرا کنید.



مجله زیبایی ماه بانو

علل عقب‌ماندگی ذهنی در کودکان


هفته نامه سلامت: عقب‌ماندگی ذهنی در کودکان بحث گسترده و بسیار جامعی است. محققان معتقدند فقط 10 تا 15 درصد عللی که باعث عقب‌ماندگی ذهنی می‌شوند، شناخته شده است. شاید این‌طور تصور می‌شود که عقب‌ماندگی ذهنی در اثر اختلالات ژنتیکی ایجاد می‌شود، ولی در این مبحث توضیح می‌دهیم همیشه علل عقب‌ماندگی ذهنی ژنتیک نیست و علم پزشکی هنوز نتوانسته علت درصد بالایی از عقب‌ماندگی‌های ذهنی را مشخص کند و جلوی تولد چنین کودکانی را بگیرد، ولی عواملی وجود دارند که دوری از آنها احتمال عقب‌ماندگی را کمتر می‌کند.

انجمن علمی متخصصان کودکان آمریکا، علل عقب‌ماندگی را بر اساس زمان وقوع آن به 3 گروه تقسیم کرده است: علل پیش از تولد، علل حین تولد و علل پس از تولد.

 

 معیار کم‌توانی ذهنی چیست؟

علل پیش از تولد

علل پیش از تولد را می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلی به 4 گروه زیر تقسیم کرد:

1. اختلالات کروموزومی: دانشمندان گام بزرگی در شناسایی علل ژنتیکی عقب‌ماندگی ذهنی‌ برداشته‌اند. حداقل 750 نشانگان ژنتیکی به‌عنوان علل عقب‌ماندگی شناسایی شده است. مشهورترین عقب‌ماندگی ذهنی ناشی از اختلالات کروموزومی شامل نشانگان داون، نشانگان ویلیامز، نشانگان ایکس شکننده و نشانگان پرادرویلی است.

2. خطاهای مادرزادی سوخت و ساز: بعضی نقص‌های ارثی ناشی از خطاهای مادرزادی سوخت و ساز در اسیدآمینه، کربوهیدرات، ویتامین‌ها یا سایر عناصر موجود در بدن است. یکی از متداول‌ترین‌ آنها بیماری فنیل‌کتونوریاست. در این بیماری بدن نمی‌تواند ماده‌ای به نام فنیل‌آلانین را به تیروزین تبدیل کند، درنتیجه تجمع فنیل‌آلانین منجر به رشد نابهنجار مغز و عقب‌ماندگی ذهنی کودک می‌شود. جلوگیری از عقب‌ماندگی بسیار آسان است. آنچه مهم است تشخیص زودرس اختلال است. برای این کودکان رژیم‌های غذایی خاصی تنظیم می‌شود که معمولا تا اواسط کودکی قطع می‌شوند، ولی در بعضی کودکان لازم است این رژیم تا آخر عمر ادامه یابد.


3. اختلالات رشد مغز
: دو نمونه مهم از اختلالات رشد مغزی «هیدروسفالی» و «میکروسفالی» نام دارند. کودکان میکروسفال دور سر بسیار کوچک و به شکل کله‌قند دارند. چنین کودکانی عقب‌مانده ذهنی هستند. کودکان هیدروسفال دور سر بزرگی دارند که ناشی از تجمع مایع مغزی نخاعی در مغز است. برای چنین کودکانی وسیله‌ای به نام شنت (لوله) به وسیله جراحی در مغز کار می‌گذارند تا مایع اضافی را از مغز خارج کند. با این کار جلوی بروز عقب‌ماندگی ذهنی گرفته می‌شود.

4. محیط: دوران بارداری بسیار حساس است و مادر باید از همه عوامل خطرزا دوری کند و کاملا مراقب سلامت خود باشد. در مادرانی که سوء‌تغذیه دارند، سیگار، الکل، کوکائین و هروئین مصرف می‌کنند، دچار بیماری‌های عفونی مانند سرخجه(به‌خصوص در 3 ماهه اول بارداری) می‌شوند یا در معرض مواد سمی مانند سرب و اشعه ایکس قرار می‌گیرند، احتمال اینکه کودک عقب‌مانده ذهنی به دنیا بیاورند، زیاد است.

علل حین تولد

در طول زایمان نیز ممکن است مشکلات زیادی ایجاد شود که باعث عقب‌ماندگی ذهنی در کودک می‌شود. یکی از مشکلاتی که جنین را حین زایمان تهدید می‌کند، کمبود اکسیژن در مراحل انتهایی زایمان است؛ مثلا ممکن است کودک مدت زیادی در کانال زایمانی گیرکند و بندناف تحت‌فشار قرار گیرد. عفونت‌هایی مانند سیفلیس و تبخال نیز در طول زایمان ممکن است از مادر به کودک منتقل شود. این دو بیماری می‌توانند منجر به بروز عقب‌ماندگی در کودک شوند.

علل پس از تولد

این علل به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شوند:

1. علل زیستی بعد از تولد: آسیب مغزی مانند ضربه‌های مغزی، عفونت(مننژیت و آنسفالیت)، مسمومیت و سوء‌تغذیه از علل مهم عقب‌ماندگی ذهنی بعد از تولد هستند. مسمومیت با سرب نیز در بروز عقب‌ماندگی ذهنی بسیار تاثیرگذار است. گرچه کاربرد سرب در رنگ محدود شده، ولی هنوز هم نوزادانی هستند که با خوردن رنگ دچار مسمومیت با سرب می‌شوند.

2. علل روانی ـ اجتماعی بعد از تولد: محیط تاثیر زیادی در سطح هوش کودک دارد. کودکانی که در مناطق فقیر پرورش می‌یابند، کودکانی که در پرورشگاه بزرگ می‌شوند و مراقب مناسب ندارند و آنهایی که مورد سوء‌رفتار قرار می‌گیرند، بیشتر در معرض عقب‌ماندگی ذهنی هستند.

توجه

افراد عقب‌مانده ذهنی هزینه زیادی بر خانواده و جامعه تحمیل می‌کنند. نگهداری از چنین افرادی بسیار دشوار است و با افزایش سن دشوارتر هم می‌شود. بعضی از این افراد نیاز به نگهداری دائمی دارند. گروهی هم که آموزش‌پذیرند، باید هزینه زیادی صرف آموزش آنها کرد. سطوح عقب‌ماندگی ذهنی متغیر است. درگذشته برای بیان سطح عقب‌ماندگی ذهنی از معیار سنجش هوش استفاده می‌شد که 80 بود، ولی امروزه این رقم به 70 و 75 رسیده است. البته معیار سنجش عقب‌ماندگی فقط سنجش هوش نیست و مهارت‌های سازشی فرد (شغل، روابط اجتماعی، ارتباطات، مراقبت از خود، تحصیلات و…) نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

افراد دچار عقب‌ماندگی ذهنی که آموزش‌پذیرند و سطح هوشی بهتری دارند به خدمات آموزشی، مهارت‌آموزی، آموزش برای خانواده و… نیاز دارند. آموزش باید از همان مقطع ابتدایی حتی زودتر آغاز شود تا بتوان کودک را برای ورود به اجتماع آماده کرد. باید کاری کرد چنین افرادی تعاملات اجتماعی بهتری با اطرافیان داشته باشند. حتی بهتر است کودکان دچار عقب‌ماندگی ذهنی را کنار کودکان سالم قرار داد تا عرصه رقابتی ایجاد شود. البته کودکان سالم نیز یاد می‌گیرند با چنین افرادی ارتباط طبیعی‌تری برقرار کنند.

در انتخاب شغل کودکان دچار عقب‌ماندگی ذهنی نیز باید دقت شود. کارهای تکراری باعث توقف پیشرفت یا افت این افراد می‌شود، ولی مشارکت در کارها (البته کارهایی متناسب با توان آنها) می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

عقب‌ماندگی ذهنی به 4 گروه خفیف، متوسط، شدید و عمیق تقسیم می‌شود. گروه شدید و عمیق آموزش‌ناپذیرند و با کمک و آموزش نمی‌توان نمره هوشبهر آنها را تغییر داد. این دو گروه هیچ‌گاه نمی‌توانند زندگی مستقلی داشته باشند و حتی کارهای شخصی خود را تا حدودی انجام دهند.

امروزه برای تشخیص بعضی عقب‌ماندگی‌های ذهنی و ناهنجاری‌های مادرزادی از روش‌های مختلفی مانند آزمایش خون، آمنیوسنتز، نمونه‌برداری از جفت و… استفاده می‌شود و به مادر و خانواده این فرصت را می‌دهد که کودک سالمی داشته باشند.



مجله زیبایی ماه بانو

در برابر احساس يأس مختاريم يا مجبور؟


روزنامه اعتماد: يأس و نااميدي اگرچه با شرايط زندگي انسان‌ها مرتبط است ولي به نظر مي‌رسد فارغ از شرايط بيروني، فعل‌وانفعالات دروني مغز افراد نيز نقش چشمگيري در ابتلاي آنها به نااميدي و يأس دارد.

 

اين فعل‌وانفعالات چيستند و كنترل آنها تا چه اندازه در اختيار بشر است؟ آيا ما در برابر احساس يأس مختاريم يا مجبور؟ اينها سوالاتي است كه در مصاحبه با دكتر علي ناظري آستانه، روانپزشك و دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، مطرح شده است. شما را به خواندن اين مصاحبه دعوت مي‌كنيم.

 در جدال با نااميدي نااميد نباشيم

چرا بعضي آدم‌ها اساسا مستعد نااميدي و درافتادن به ورطه يأس هستند؟

از نظر زيست‌شناختي، اينكه انسان در مقابل مسائل محيط زندگي‌اش چه واكنش‌هايي نشان مي‌دهد و چطور در قبال اين مسائل ذهنش را برنامه‌ريزي مي‌كند، محصول فعل و انفعلاتي است كه در نورون‌ها يا سلول‌هاي مغز در مدارهاي پيچيده و گسترده و خاصي كه در تمام انسان‌ها به صورت تقريبا يكساني ساخته شده صورت مي‌گيرد. ولي برخي افراد استعدادها، زمينه‌ها و در واقع آسيب‌پذيري‌هايي دارند كه در قبال برخي محرك‌ها، به‌خصوص محرك‌هاي نگران‌كننده و اضطرب‌زا يا به اصطلاح bad feel، واكنش‌هايشان فراتر از حد نياز يا استاندارد يك ذهن است؛ بنابراين آنها به اين سمت مي‌روند كه در قبال يك موضوع، نتيجه‌گيري‌هاي ذهن‌شان منفي‌ و نگران‌كننده باشد و طبيعتا محصول هيجاني و همين‌طور محصول قسمت مربوط به انديشيدن در ذهن آنها نوعي نااميدي يأس است. فعل و انفعالات سلول‌هاي عصبي مغز اصولا از طريق برخي از مواد مترشحه صورت مي‌گيرد كه در زبان فارسي ميانجي‌هاي عصبي ترجمه شده‌اند.

 

اين مواد گروه‌هايي از اسيدهاي آمينه و پروتئين‌ها هستند كه با تركيبات پيچيده‌اي در مغز توليد و ترشح مي‌شوند و بعد مجددا بازتوليد و شكسته مي‌شوند و در واقع تمام لحظات اين سلول‌ها مشغول اين فعل و انفعالات هستند. اين‌ ميانجي‌ها تعدادشان زياد است و چنانكه كشفيات بشر در علم پزشكي به‌خصوص علوم اعصاب نشان مي‌دهد، تعدادشان روز به روز هم بيشتر مي‌شود. ولي چند ميانجي مهم‌تر، كه تعداد بيشتري از سلول‌ها را درگير مي‌كنند و حجم گسترده‌تري دارند و در علم پزشكي هم قدمت بيشتري دارند، نقش بيشتري در توليد اين نگراني‌ها يا اين اميدواري‌ها در ذهن انسان ايفا مي‌كنند. در افرادي كه چنين آسيب‌پذيري‌هايي دارند اين ميانجي‌ها در مسيرهاي مختلف اعم از توليد، ترشح، بازجذب و بازپروري آسيب‌پذيري‌ دارند.

منظورتان از ميانجي، پيام‌رسان‌هاي عصبي است؟

بله.

كدام ميانجي‌ها نقش بيشتري در نااميدي يا افزايش اميد دارند؟

همان‌طور كه گفتم قدمت شناسايي چند ميانجي بيشتر است. مثلا سروتونين و دوپامين از شناخته‌شده‌ترين‌ها هستند. مي‌توانيم به نوراپي‌نفرين اشاره كنيم و چندين نام ديگر. اين مواد شيميايي به‌شدت تاثيرگذار هستند به اين معني كه پاسخ‌هايي كه ايجاد مي‌كنند در نهايت ذهن را به سمت بيشتر انديشيدن و هيجانات را به سمت شاداب‌تر بودن و جسم را به سمت پرانرژي‌تر و فعال‌تر‌ بودن هدايت مي‌كنند. اينها چيزهايي هستند كه از محرك‌هاي بيروني هم نشات مي‌گيرند. فرض كنيد تغذيه، محيط زندگي، موسيقي يا افراد و تصاويري كه از طريق حواس پنجگانه دريافت مي‌شوند و مي‌توانند اين مواد را تحريك كنند، همه اينها براي يك انسان مي‌توانند ايجاد اميد، روحيه و شادابي كنند يا برعكس.

دوپامين و سروتونين و نوراپي‌نفرين، هر كدام اگر در مغز بيشتر شوند آدم از يأس دور مي‌شود يا اگر كمتر شوند؟

نمي‌توانيم در مورد سازوكار پيچيده مغز با فرمول‌سازي يا خلاصه‌سازي صحبت كنيم. در مجموع مي‌توانيم بگوييم بستگي به اين دارد كه اين افزايش يا كاهش در كدام قسمت مغز باشد. در برخي از نقاط مغز به مقدار بيشتري سروتونين احتياج داريم و بعضي جاها به مقداري كمتر. همين موضوع در مورد دوپامين هم صدق مي‌كند. آنچه در مورد افراد نااميد روي مي‌دهد عدم توازن اين مواد در نقاط گوناگون مغز است. الزاما اين‌طور نيست كه اين مواد در مغز افراد مأيوس بيشتر يا كمتر از حد كافي باشند.

 

كانال‌هاي مختلفي روي سلول‌ها هست كه برخي از اين كانال‌ها فرضا با سروتونين باز مي‌شوند و برخي بسته مي‌شوند. بستگي به اين دارد سلولي كه مي‌خواهد اين كار را انجام بدهد (و البته سروتونين) در كجاي مغز قرار دارد. بنابراين پاسخ سوال شما اين است كه عدم توزاني در ترشح و تنظيم در نقاطي كه نياز داريم اتفاق مي‌افتد اما حجم اين ترشح به طور عام فرق نمي‌كند. البته در بيماري‌هاي خيلي خاص يا شديد، ميزان كلي اين مواد در مغز كمتر مي‌شود. مثلا در افسردگي، ميزان دوپامين در مغز كاهش مي‌يابد و مقدار سروتونين هم در برخي از افسردگي‌ها كم مي‌شود ولي براي توضيح دقيق درباره تاثير ميزان اين مواد در يأس و نااميدي، بايد مدارهاي مغزي را جداگانه بررسي كنيم.

بيماري كه بايد در نقطه‌اي از مغزش دوپامين يا سروتونين بيشتري داشته باشد، چطور مي‌تواند اين ضرورت را تامين كند؟

طبيعتا زماني كه با بيماري مواجه‌ايم، درمان‌هاي طبي و دارويي پزشكان اعصاب براي تنظيم‌سازي همين ترشحات است. آنچه اتفاق مي‌افتد اين است كه اين داروها سلول را به راه نرمال خود اعم از توليد، ترشح يا بازگرد برمي‌گردانند. ولي البته گاهي آنچه كه در مغز انسان وجود دارد و در رشته روانپزشكي هم مورد تاييد است اين است كه ما به غير از استفاده از درمان‌هاي دارويي، در واقع به غير از استفاده از خوردن يا تزريق برخي مواد كه مي‌توانند مواد شيميايي مغز ما را تامين كنند از طريق دريافت‌هايي از دنياي اطراف‌مان هم مي‌توانيم روي اين تنظيمات تاثيراتي داشته باشيم.

 

اين در واقع همان قسمت رواني- اجتماعي ذهن انسان است؛ يعني آنجا كه روانشناسي و جامعه‌شناسي وارد عمل مي‌شود. وقتي مدل‌هاي خاصي از انديشيدن يا سبك زندگي را انتخاب مي‌كنيم يا براي برخورد با مشكلات راهكارهاي متفاوت مي‌آموزيم يا وقتي محيط ما در جهتي تنظيم مي‌شود كه به ما كمك كند انسان شاداب‌تري باشيم، اينها همه مستقيما بر فعل و انفعالات شيميايي در مغز تاثيرگذار هستند. بنابراين اين عوامل در تنظيم‌ اين مواد و بهبود عملكرد مغز كمك شاياني مي‌كنند.

وقتي بر نقش عوامل خارجي، مثل سبك زندگي، نوع تغذيه و حتي مطالعات انسان تاكيد مي‌كنيم، يعني اختيار بشر را همچنان محفوظ نگه مي‌داريم. يعني فرد مأيوس نمي‌تواند بگويد در مغز من فعل و انفعالاتي در حال روي دادن است كه دست خودم نيست و من در برابر اين تحولات اختياري ندارم.

بله همين‌طور است. چون بدن انسان از سلول‌هايي تشكيل شده كه آنها مدام در حال فعاليت هستند و ما به ظاهر بر روي آنها تاثيري نداريم. ولي اختيار انسان را كه عبارت است از قدرت اراده، انديشيدن يا سبك زندگي، از او سلب نمي‌كند.

 

منتها به او بينشي مي‌دهد كه براي بهتر زيستن چه بايد كرد. به عنوان مثال، ما مي‌دانيم كه سيگار كشيدن چه كنش‌هايي در بدن انسان ايجاد مي‌كند اما شما مي‌توانيد تصميم بگيريد كه سيگار را كنار بگذاريد يا نه. بنابراين به غير از مواردي كه دچار بيماري‌هاي رواني‌اي هستيم كه در آنها اختيار انسان سلب مي‌شود، مثل بيماري روان‌‌پريشي كه در ادوار گذشته به آن جنون مي‌گفتند و در اين بيماري فرد نمي‌تواند بر ذهن خودش تسلطي داشته باشد و مسووليتي در قبال تصميماتش ندارد، در ساير موارد اختيار افراد از بين نرفته است.

 

بيماران روان‌پريش كمتر از يك يا دو درصد جمعيت بشر را تشكيل مي‌دهند ولي ساير افراد بشر مشمول اين قاعده نيستند و اراده و اختيار رفتارشان با خودشان است. اما قريب به ١٠ تا ٢٠ درصد همين افراد دچار مشكلات روان‌پزشكي هستند و ممكن است يأس و نااميدي در آنها پررنگ باشد. يعني گاه ما با فردي روبه‌رو هستيم كه هر‌چند سازوكار مغز او به صورت طبيعي و با يك بازده مطلوب عمل نمي‌كند و ما مي‌پذيريم كه اين امر ريشه‌هاي زيست‌شناختي (يعني وراثت و ژنتيك) دارد اما در عين حال مي‌دانيم كه او هنوز بر ذهن خود مسلط است، مسوول رفتار خودش است، صاحب اختيار است و مي‌تواند در جهت تغيير و بهينه كردن اين ژن عمل كند و البته يكي از اقدامات او مي‌تواند كمك گرفتن از علم پزشكي و روانشناسي براي حل كردن اين مشكل باشد.

مي‌شود گفت در برخي انسان‌ها با توجه به عملكرد مغزشان اصولا چيزي به نام «ميل به خودكشي» وجود دارد؟

بله. ميل به خودكشي هم زيرمجموعه احساس يأس و نااميدي شديد است و بيشتر در افرادي ديده مي‌شود كه دچار مشكلات افسردگي هستند. افرادي كه دست به خودكشي مي‌زنند و خودكشي آنها منجر به فوت مي‌شود، ثابت شده است كه ٩٠ درصدشان دچار بيماري افسردگي بوده‌اند. به اين معنا كه سلول‌هاي مغزشان آنچنان درگير سازوكار نامطلوب شده كه ذهن آنها را به سمت نااميديهايي برده كه نهايتا برخلاف طبيعت بشر، كه ميل به بقا دارد، اقدام به خودكشي كرده‌اند.

اين شرايط بيشتر محصول محيط زندگي است يا همان فعل و انفعالاتي كه در مغز روي مي‌دهد؟

اگر بخواهيم درصدبندي كنيم به پاسخ دقيقي نمي‌رسيم چراكه اين موضوع بستگي به افراد هم دارد ولي عامل ريشه‌اي‌تر، استعداد اين افراد يا وضعيت زيست‌شناختي آنهاست. ما در كساني كه دست به خودكشي مي‌زنند، از سنين كودكي زمينه مرگ‌انديشي را مي‌بينيم. يا در افسردگي‌هاي مختص كودكان يا نوجوان‌ها اين حالات را مي‌بينيم. اما اينكه اين افراد به مرحله‌اي برسند كه دست به خودكشي بزنند، لازمه‌اش رشد ذهن و بارور كردن افكار خاصي است.

 

همچنين مشكلات زندگي هم بايد فرد را به نقطه‌اي برسانند كه او به سمت تصميم‌گيري در مورد خودكشي هدايت شود. طبيعتا ممكن است اين موضوع تا اواسط جواني و ميانسالي طول بكشد. برخي از اين مشكلات روانپزشكي كه مسبب اين اقدامات مي‌شوند حالت دوره‌اي دارند يعني مغز در هفته‌هايي افت مي‌كند و بعدا مجددا حتي بدون درمان، خودبه‌خود درمان خودش را پيدا مي‌كند و كار طبيعي خودش را انجام مي‌دهد و آن افكار از ذهن فرد دور مي‌شوند. ممكن است فردي را ببينيم كه تا ٤٠ يا ٥٠ سالگي چنين موضوعاتي ذهنش را درگير كرده، ولي بعد رهايش كرده‌ است. اما اگر بعدها دچار اين افكار شود و مداخله‌اي هم صورت نگيرد ممكن است اقدام به چنين رفتارهايي هم بكند.

در آن دوره‌اي كه فرد در اين وضعيت به سر مي‌برد، دوپامين، سروتونين و نوراپي‌نفرين مغزش كلا يا در نقاط ضروري كاهش يافته است؟

بله، عموما بايد بگوييم كاهش پيدا كرده. اما باز هم تاكيد مي‌كنم كه وجود سروتونين در بعضي جاهاي مغز باعث اضطراب مي‌شود. بنابراين در نقاطي خاص، سروتونين افزايش پيدا مي‌كند در حالي كه در جاهايي كه باعث شادي فرد مي‌شود، كاهش پيدا كرده است. در نتيجه فرد افسرده، غمگين و مضطرب است و اين حالات معنايش اين است كه سروتونين در جايي كه بايد مقدارش زياد باشد، كم است و در جايي كه بايد كم باشد، بيش از حد بوده است.

ميزان كلي اين سه پيام‌رسان‌ در مغز و اينكه در جاهاي لازم به حد كافي باشند، با تغذيه قابل كنترل است يا فقط با دارو مي‌توان آنها را تنظيم كرد؟

نه. متاسفانه اين موضوع به شكلي پيشرفت مي‌كند كه از طريق دريافت‌هاي معمول غذايي نمي‌توانيم آن را جبران كنيم. آنچه در غذاها وجود دارد بسيار كمتر و محدودتر از آن چيزي است كه بتواند احتياجات يك ذهن بيمار را تامين كند. قطعا بايد از طريق درمان‌هاي دارويي اين مشكل را حل كرد. هر چند آنها هم سرعتي تدريجي در حل اين مشكل دارند اما حداقل مي‌توانند به صورت گسترده‌تر و هدفمندتري در نقاطي كه نياز هست، تاثيرگذار باشند. ولي در هر صورت با مواد خوراكي چنين امكاني را نداريم البته مي‌دانيم كه برخي نوشيدني‌ها و خوراكي‌ها براي روحيه انسان مفيد هستند.

مثلا اگر فردي دچار كمبود دوپامين باشد، دارويي به او تزريق مي‌شود كه در آن دوپامين است كه آن را در مغز او بيشتر مي‌كند؟

البته منظور از دارو، قرص است نه تزريق. قرص‌ها مي‌توانند با سازوكارهاي مختلفي اين كار را انجام بدهند. گاهي اوقات ماده‌اي در دارو است كه اثرگذار است. گاهي آنزيم‌ها، اگر فرايند توليد و بازپروري اين انتقال‌دهنده‌ها ايرادي داشته باشد، در اين فرايند مداخله مي‌كنند و مقدار اين موارد را نرمال مي‌كنند. به هر حال گاهي مقدار خود انتقال‌دهنده‌هاي عصبي با دارو در مغز بيشتر مي‌شود، گاهي هم موادي جانبي هستند كه به توليد نهايي اين انتقال‌دهنده‌ها كمك مي‌كنند.

قبل از اينكه كار به اينجا ختم شود كه دارو بتواند نقش اصلي را بازي كند، معمولا چه مواد غذايي بهتر است براي اينكه انسان از يأس و نااميدي دور باشد.

مستقيما نمي‌توانيم بگوييم غذايي روي يأس و نااميدي تاثيرگذار است اما مي‌توانيم بگوييم كه برخي از خوراكي‌ها به شكل گذرا و محدود به انسان كمك مي‌كنند كه پرانرژي‌تر باشد. مثل استفاده از غذاها يا نوشيدني‌هايي كه داراي كافئين هستند يا زماني كه خوراكي‌هاي داراي سروتونين مي‌خوريم. برخي گياهان از اين حيث مفيدند.

 

مثلا در فرهنگ گياهي ايران با گياهي به نام زعفران آشنا هستيم كه اين اثرات را دارند. به طور كلي در علم پزشكي ثابت شده ويتامين‌ها به خصوص ويتامين‌هاي گروه ب روي ذهن انسان و شادابي آن كمك مي‌كند. عسل، موز، نوشيدني‌هاي كافئين‌دار مثل قهوه يا چاي، شكلات و كاكائو كه فنيل‌آنالين و تريپتوفان دارند كه اين دو اسيد آمينه‌ جزو مواد اصلي سازنده سروتونين هستند.

 

اما بايد توجه داشت كه نمي‌توان افراد را تشويق كرد كه با مصرف غيراستاندارد اينگونه موادغذايي، انتظار تغيير شرايط را داشته باشند. تغذيه، شرايط روحي را آنچنان تغيير نمي‌دهد و مي‌دانيم كه افزايش بي‌رويه مصرف يك خوراكي مي‌تواند آسيب‌هايي را به نقاط ديگر بدن وارد كند. بنابراين استفاده از اين خوراكي‌ها به صورت نرمال خوب است اما زماني كه درگير مشكلي مي‌شويم، ديگر اين مواد خوراكي نمي‌توانند در حل آن به ما كمك كنند.

درباره موسيقي هم مي‌توانيد توضيح دهيد كه بالقوه مي‌تواند چه تاثيري داشته باشد؟

همان‌طور كه گفتم انسان قسمتي از تنظيمات ذهنش از طريق حواس پنجگانه‌ شكل مي‌گيرد. بنابراين شنوايي كه اصوات را شامل مي‌شود قطعا يكي از آنها به شمار مي‌رود. ما مي‌دانيم كه آلودگي‌هاي صوتي يك عامل مخرب هستند و هنر موسيقي و كلا اصوات آرامش‌بخش يا در ابعاد معنوي ادعيه و نيايش‌هاي مبتني بر صوت، مي‌توانند براي سازوكار ذهن مفيد باشند. بنابراين موسيقي به معناي استفاده نظام‌مند ذهن از اصوات و آواها، كه با علم رياضي نيز هماهنگي دارد، هارموني را به ذهن شنونده منتقل مي‌كند و اين مي‌تواند براي او آرامش‌بخش باشد و در برخي موارد انرژي‌زا باشد.

موسيقي روي پيام‌رسان‌هاي عصبي تاثير خاصي مي‌گذارد؟ يعني اگر تعدادشان كم باشد موسيقي آنها را زياد مي‌كند؟

بله. با موسيقي سروتونين بيشتر در نقاطي فعال مي‌شود كه مي‌تواند به انسان آرامش و تمركز بدهد در حالي كه در اين مواقع دوپامين در نقاطي فعال مي‌شود كه انرژي و تحرك را به فرد مي‌دهد. در مجموع موسيقي بر كل ساختار مغز تاثيرگذار است. موسيقي روي موجوداتي با مغز ساده‌تر و حتي گياهان هم تاثيرگذار است. بنابراين هارموني در اصوات مي‌تواند به كاركرد بهتر انسان هم كمك كند.

مي‌توان گفت كه برخي موسيقي‌ها مثل جز يا موسيقي اصيل ايراني روي اين كاركرد تاثيري ندارند؟

نمي‌توانيم بگوييم كه چيزي به صورت مطلق درست نيست. هر نوع موسيقي كه براساس اصول هارموني و علم موسيقي ساخته و نواخته شده باشد اثرش بر ذهن انسان انكارنشدني است.

و نهايتا رابطه جنسي چه تاثيري روي انتقال‌دهنده‌هاي عصبي دارد؟

رابطه جنسي بيشتر تابعي از رفتارهاي انسان است. يعني ما از طريق ايجاد رابطه جنسي نمي‌توانيم روحيه خودمان را تغيير بدهيم بلكه بيشتر براساس روحيه‌اي كه داريم سراغ غرايز و نيازهاي‌مان مي‌رويم كه يكي از آنها هم رفتارهاي جنسي است. اما به طور واضح يك رابطه جنسي توام با محبت و توافق، آرامش ذهني و احساس خوب و مثبتي در فرد ايجاد مي‌كند. حين رابطه جنسي، بيشتر دوپامين و پس از آن از سرتونين فرد را به آن آرامش و لذت مي‌رسانند.

 

در زمينه مسائل جنسي پيام‌رسان ديگري داريم به نام اكسي‌توسين كه خودش بحثي مجزا و مفصلي را مي‌طلبد. به طور خلاصه با رابطه جنسي نمي‌توانيم تاثير زيادي روي ذهن افراد داشته باشيم بلكه بيشتر ذهن و روحيه افراد است كه بر نحوه رفتارهاي جنسي افراد و حتي نفس انجام اين رفتار تاثيرگذار است چون رفتار جنسي بيشتر تابعي از ميل جنسي است و ميل جنسي يك موضوع كاملا ذهني است كه نشات‌گرفته از شرايط روحي انسان است.



مجله زیبایی ماه بانو

راز ۱۸ کیلو کاهش وزن «کلویی کارداشیان»


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: کلویی کارداشیان، از همان بچگی سبک زندگی متفاوتی داشت. او به سلامت خود اهمیت نمی داد و همین منجر به اضافه وزن او شد. اما خوشبختانه قبل از آنکه خیلی دیر شود، به فکر کاهش وزن افتاد و با تغییر سبک زندگی اش توانست 18 کیلو وزن کم کند. اما راز کاهش وزن او چیست؟ چگونه او توانست در مدت زمان محدودی 18 کیلو وزن کم کند؟ اگر شما هم دوست دارید که با ترفندهای کاهش وزن او آشنا شوید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

راز 18 کیلو کاهش وزن «کلویی کارداشیان»

کلویی در این باره می گوید: «کاهش وزن اصلا آسان نیست، یک شبه هم اتفاق نمی افتد، به خصوص اگر سبک زندگی ناسالمی داشته باشی. مثلا من از بچگی پرخوری می کردم. وقتی دیگران مرا «کارداشیان چاق» صدا می زدند، از خودم بدم می آمد. البته هیچ تلاشی برای لاغری خودم نکردم تا زمانی که یکی از بدترین تجربه های زندگی را پشت سر گذاشتم: طلاق. در آن زمان من استرس زیادی داشتم به همین دلیل به ورزش روی آوردم. در واقع من ورزش را به عنوان یک روش درمانی برای بیماری روحی و کاهش استرس ام انتخاب کردم.» اما خب، این تمام ماجرا نبود.

کلویی سبک زندگی اش را تغییر دارد. البته او می دانست که یک شبه نمی تواند به خواسته هایش برسد، به همین دلیل صبورانه و با اراده ای بالا کار خود را آغاز کرد. به اعتقاد او: «من می دانم که کاهش وزن آنهم 18 کیلو، پروسه ای بلند مدت است، به همین دلیل هدفم را بیشتر روی کاهش استرس و قوی تر شدن گذاشتم.»

رژیم غذایی او شامل: 

صبحانه:

 تخم مرغ آب پز+املت+اوتمیل+بلوبری یا توت فرنگی

ناهار: 

سالاد سبز+ تخم آفتاب گردان+یک تکه ماهی

اسنک:

 میوه های دارای گلیسمی پایین

شام: 

سینه مرغ گریل شده(بدون پوست)+سبزیجات+سیب زمینی شیرین+کمی برنج

 راز 18 کیلو کاهش وزن «کلویی کارداشیان»

این رژیم غذایی چگونه موثر است؟

از آنجا که تخم مرغ منبع غنی از پروتئین، ویتامین های محلول در چربی، محلول در آب، و مواد معدنی است، شروع کردن روز با این ماده غذایی انرژی بدن را تا ساعت های زیادی بالا نگه می دارد. اوتمیل ها نیز حاوی فیبر هستند که موجب سیری در ساعات زیادی در روز می شوند. بلوبری و توت فرنگی نیز نه تنها بشقاب صبحانه شما رنگین و جذاب می کنند، بلکه ویتامین و مواد معدنی بیشتری را به بدن شما می رسانند.

کلویی ناهار خود را سبک می خورد. در واقع او تنها سبزیجات برگ سبز و تخم آفتاب گردان، که جزو چربی های سالم به حساب می آیند، مصرف می کند. چربی های سالم، از این جهت که به کاهش التهاب و جلوگیری از افزایش وزن ناشی از التهاب کمک می کند، برای بدن مفید می باشد. ماهی هم سرشار از پروتئین و اسید چرب امگا 3 است که به ساخت ماهیچه کمک کرده و رادیکال های آزاد اکسیژن که برای بدن مضر می باشند را از بین می برد.

اسنک هایی که کلویی مصرف می کند، از میوه های دارای گلیسمی پایین می باشند که به کنترل میزان قند خون کمک می کند. 

برای شام نیز او از سینه مرغ گریل شده بدون پوست می خورد که در ترمیم ماهیچه هایی که در طول ورزش آسیب دیده اند، کارساز است. سبزیجاتی که در کنار آن مصرف می کند نیز حاوی ویتامین، مواد معدنی و فیبر رژیمی است. او برنج و سیب زمینی شیرین را نیز به دلیل داشتن کربوهیدرات ها در برنامه خود جای داده است.

اگر به رژیم غذایی او دقت کرده باشید، می بینید که او رژیم غذایی خیلی سخت و غیر قابل تحملی را دنبال نمی کند. از این رو زود خسته نمی شود و می تواند در مدت زمان بیشتری به آن پایبند باشد.

علاوه بر این رژیم غذایی، او نکات دیگری را نیز رعایت می کند که در ادامه مطلب برایتان آروده ایم:

آب فراوان: آب، سلول ها را هیدراته می کند، متابولیسم بدن را افزایش می دهد، سموم را از بدن خارج می کند و بر عملکرد دیگر اعضای بدن نیز موثر است. کلویی برای کاهش وزنش، حداقل 4 لیتر در روز آب می نوشد.

اسنک های سالم مصرف کنید

کلویی می گوید که پر کردن یخچال و کابینت ها با اسنک های سالم باعث کاهش مصرف مواد چربی و قندی می شود که خود در کاهش وزن، حتی بدون رفتن به باشگاههای ورزشی، موثر است.

 

مصرف لبنیات و هله هوله را کاهش دهید

یکی دیگر از عوامل کاهش وزن کلویی، کاهش مصرف لبنیات و هله هوله بود. سیب زمینی سرخ کرده، برگر، پیتزا، ویفر، غذاهای آماده، چیپس، کیک، شیرینی، آبنبات و… موجب افزایش وزن شده و سطح کلسترول خون را در بدن افزایش می دهد. پرهیز از لبنیات نیز در کاهش وزن کلویی موثر بود، البته ممکن است که این شیوه برای هر کسی کارساز نباشد. به همین دلیل قبل از قطع لبنیات از برنامه غذایی تان، با پزشک متخصص مشورت کنید.

اطراف تان را پر از غذاهای سالم کنید

 

وقتی دورتان فقط غذاهای سالم باشد، انتخاب دیگری ندارید و مجبور به مصرف آنها می شوید. به همین دلیل بهتر است که مواد غذایی ناسالم را دور از چشم تان قرار دهید تا هوس خوردن آنها به سرتان نزند.

 

هر چند وقت یک بار به بدن تان شوک دهید

کلویی معتقد است که اگر سعی کنید از خوردن غذاهای ناسالم بپرهیزید، می توانید هر چند وقت یک بار به خودتان جایزه دهید. به عنوان مثال هفته ای یک بار می توانید 500 کالری بیشتر از آنچه مجاز هستید، مصرف کنید و هر غذایی که دوست دارید را بخورید.

 

 راز 18 کیلو کاهش وزن «کلویی کارداشیان»

از برنامه غذایی کلویی کارداشیان که بگذریم، او در کنار رژیم غذایی، ورزش نیز می کند. او هفته ای 7 روز به باشگاه می رود و برای کاهش وزنش ورزش های هوازی و کششی را موثر می داند. او هر روز روی بخشی از عضلات بدن اش متمرکز دارد. در واقع او بیش از 500 کالری را در 35 دقیقه می سوازند. کلویی آنقدر به ورزش علاقمند شد که هر روز هفته را به باشگاه می رود و ورزش می کند.

 البته هر فرد باید با توجه به اندام، رژیم غذایی و اضافه وزن خود، برنامه ورزشی خاصی را دنبال کند. به همین دلیل لازم است که قبل از این کار نیز با یک پزشک یا مربی تان مشورت کنید.

کاهش وزن کلویی کارداشیان بسیار تاثیرگذار و تحسین برانگیز است. او ثابت کرد که هیچ کاری غیر ممکن نیست، به همین دلیل اگر شما هم به فکر کاهش وزن تان هستید، کافی ست اراده کنید و قدم اول را بردارید. داشتن یک رژیم غذایی سالم و ورزش در کنار آن، می تواند شما را به هدف تان برساند.



مجله زیبایی ماه بانو

پیچیدن مو با بیگودی به سبک حرفه ای ها


مجله سیب سبز: درست است که این روزها انواع متفاوتی از دستگاه‌های الکتریکی برای فر کردن و حالت دادن موها وجود دارد؛ اما استفاده مکرر از هرکدام از این دستگاه‌ها به موها به شدت آسیب می‌زند؛ اگر به فکر سلامت موهای خود هستید استفاده از حالت‌دهنده‌های داغ را کنار بگذارید به روش‌‌های بی‌ خطر روی بیاورید.

حتما تا به حال اصطلاح میزانپلی را زیاد از مادربزرگ‌ها شنیده‌اید اما می‌دانید واقعا چه معنایی می‌دهد؟ میزانپلی به عمل پیچیدن مو با بیگودی گفته می‌شود. موها با انجام میزانپلی به‌صورت حلقه‌های بسیار زیبا درمی‌آید و زیباتر جلوه می‌کند همچنین انجام یکسری شینیون‌ها بسیار راحت‌تر می‌شود؛ علاوه بر اینها چون بدون سشوار و دیگر وسایل حالت‌دهنده الکتریکی موهای‌تان را حالت می‌دهید، موها آسیب کمتری می‌بینند بنابراین نه شکننده می‌شوند و نه رنگ‌شان خیلی زود کدر و بی‌حالت می‌شود بنابراین اگر می‌خواهید با کمترین هزینه چه به لحاظ سلامت و چه به لحاظ مادی موهای‌تان حالت بگیرد پیچیدن با بیگودی را یاد بگیرد البته اگر برای حالت دادن موها خیلی عجول نیستید.

کدام بیگودی را انتخاب کنید

انتخاب بیگودی‌های فر وابسته به حالتی است که می‌خواهید به موهاي‌تان بدهید، یعنی می‌خواهید فر ریز بدهید یا درشت یا متوسط. این بیگودی‌ها را مي‌توانيد از بیرون تهیه کنید یا اينكه با هزینه‌ کمتری در منزل درست کنید، به این ترتیب که کاغذهایی به ابعاد ۹ در ۹ یکدست و هم اندازه بسته به حجم مو به تعداد ۳۰ تا ۵۰ عدد درست کرده (می‌توانید از کاغذهای یادداشت مربع شکل استفاده کنید) و آنها را لوله‌ای شکل کنید که مثل بیگودی‌های ریز شود.

البته انتخاب بیگودی بستگی به جنس مو  هم دارد، مثلا اگر موها بسیار لخت بود، حتما از بیگودی ریز استفاده کنید و البته می‌توانید بسته به حجم مو یک تا 2 قاشق ژل در آب حل کرده و با آبپاش روی موها هنگام پیچیدن بپاشید یا از اسپری‌های مخصوص همین کار یا موس استفاده کنيد. بهترین سایز برای بیگودی سایز متوسط است که بهترین نتیجه را ایجاد می‌کند. یادتان باشد برای موهای فر هرگز از ژل استفاده نکنید.

ما در اینجا مقدمات بیگودی پیچی و طریقه بستن موها را طی چند درس ساده به شما یاد می‌دهیم. اگر این درس‌ها را یاد بگیرید، دیگر دچار کوچک‌ترین اشکالی نخواهید شد و می‌توانید خودتان آرایشگر خودتان باشید.

 

 پیچیدن مو با بیگودی به سبک حرفه ای ها
اولین قدم برای پیچیدن موها

برای پیچیدن موها، سر باید تمیز و شسته شده باشد. پوست سر خشک ولی ساقه‌های مو باید مرطوب باشد بنابراین پس از حمام آب موها را با حوله تا جایی كه ممکن است بگیرید و بعد در حالی که هنوز نمدار هستند، آنها را به دو طرف سر شانه کنيد. باید به دقت گره‌ها را باز کنید تا بتوانید به‌راحتی آنها را از هم جدا کنید؛ البته می‌توانید فقط به اندازه‌ای موها را از هم جدا کنید که برای پیچیدن بیگودی لازم است. اگر مي‌خواهيد کل موهای سر را بپیچید باید با باز کردن فرق آنها را به 9 قسمت تقسیم کنید. یادتان باشد اگر موهای‌تان کاملا خشک شده، می‌توانید با اسپری آب آنها را مرطوب کنید.

از کجای سر شروع کنید

برای شروع پیچیدن از قسمت جلو یعنی مستطیل جلو شروع کنید و همین‌طور پیچیدن را تا انتهای پس گردن در امتداد مستطیل جلو ادامه دهید. باید نخست موها را مستقیم نگه داشته و بعد بیگودی را جلو یا پشت دسته مو نگه دارید و شروع به پیچیدن کنید و مواظب باشید که سر موها کاملا صاف بسته شود و سپس بیگودی را ببندید. در مرحله بعد از دو طرف سر شروع به پیچیدن کنید و در نهایت 2 مثلث طرفین و بنا گوش را بپیچید. همیشه بهتر است پیچیدن به زیر باشد. برای پیچیدن جلوی سر دو یا سه تا بیگودی اول را به طرف جلو می‌پیچیم. اگر موها چتری بلند بود، بسته به فرق خودتان می‌توانید به سمت چپ یا راست بیگودی‌ها را بپیچید.

اگر موهای‌تان فر است…

اگر موهایی فر دارید و می‌خواهید با بیگودی حالت بهتری به آنها بدهید باید نکاتی را مد نظر داشته‌ باشید؛ اول اینکه بعد از شستن موهای خود حتما از نرم‌کننده استفاده کنید؛ همچنین از شانه با دندانه‌های ریز اصلا استفاده نکنید چون موجب وز و فر شدن موها می‌شود.توصیه می‌کنیم  برای استفاده روزانه از برس سیمی استفاده کنید؛ البته شانه‌های دندانه درشت هم می‌تواند برای شما انتخاب خوبی باشد. هنگـام سشـوار کشـیدن حتمــا از برس‌های‌ گرد‌ چوبی استفاده کنیدپیشنهاد می‌کنیم موها را با فر بودن‌شان زیبا جلوه بدهید و دائم آنها را چه با سشوار یا هر وسیله دیگری صاف نکنید چون موهای شما بیشتر مستعد موخوره مي‌شود. برای اینکه موها بهتر حالت بگیرند آنها را هر یک یا 2 ماه یک‌بار نیم‌سانت کوتاه کنید؛ البته نباید موهای‌تان را به شیوه خرد کوتاه کنید چون مدل دادن به آنها سخت می‌شود.

تافت یا ژل فراموش نشود

  از جلو با لایه‌های خیلی کم کار خود را شروع کنید، کمی تافت یا مواد نگهدارنده به موها بزنید، البته اگر موهای‌تان کمی حالت دارند و به راحتی به هر فرمی که می‌خواهید درمی‌آیند، استفاده از مواد حالت‌دهنده توصیه نمی‌شود و تنها نم داشتن موها کافی است. برای موهای فر هم هرگز از ژل استفاده نکنید. همچنین می‌توانید برای براق شدن و گرفته شدن خرده موها قبل از استفاده از بيگودي کمي کرم مو يا کريستال مو لابه‌لا و روي موها بزنيد.

زاویه 90 درجه را رعایت کنید

هنگام پیچیدن حواس‌تان باشد که باید از جلو تا پس سر موها با زاویه ۹۰ درجه پیچیده شوند، پس سر به بالا یا با زاویه ۹۰ به بالا یا ۱۸۰ درجه تکه‌های مو را بپیچید، بغل‌ها را هم با زاویه ۹۰ درجه بپیچید. در 2 مثلث طرفین اگر بیگودی جا نشد، می‌توانید آنها را به طور اریب بپیچید.

بیگودی‌ها را یکجا باز نکنید

بعد از اینکه تمام بیگودی‌ها را پیچیدید، بین يك تا 2 ساعت به موها اجازه دهید که فر شوند و حالت بگیرند البته برای بهتر حالت گرفتن می‌توانید حدود 20 دقیقه سشوار روی موها بگیرید، البته این مدت در افراد مختلف متغیر است. بعد از زمان سپری شده همه موها را باز نکنید. ابتدا از زیر موها یک بیگودی باز کنید، اگر مو حالت فر گرفته بود، بقیه را باز کنید و در غیر این صورت بیگودی را سر جای خودش بپیچید و اجازه دهید موها خشک شود و حالت بگیرد.

ژل انتهایی را فراموش نکنید

وقتی موها آماده شد، بیگودی‌ها را تک‌تک باز کنید و از ژل یا کرم مو و… برای بهتر مشخص‌تر شدن فرها و همچنین ماندگاری بیشتر آنها استفاده کنید و بعد بیگودی بعدی و زدن مواد و همین‌طور تا آخر. مواد مختلفی برای فرم دادن به موهای فر وجود دارد، انتخاب مواد درست، بستگی به هدف نهایی ما دارد. برای تثبیت کردن موها در آخر می‌توان از تافت استفاده کرد؛ اگر می‌خواهید از تافت استفاده نکنید بعد از آنکه موها را به ترتیب از جلو به سمت پشت سر به آرامی باز کردید، می‌توانید با انگشتان‌تان آنها را از هم جدا کرده و فر را طبیعی‌تر نشان دهید و در این هنگام برای براق شدن موها از کمی روغن زیتون یا کریستال یا کرم مو استفاده کنید.

 

پیچیدن مو با بیگودی به سبک حرفه ای ها

درشت یا ریز؟

برای جلوی موها از بیگودی‌های درشت استفاده کنید و برای قسمت داخلی موها را به جلو و نزدیک به صورت برس زده و بعد بیگودی بپیچید. همچنین برای آنکه موها پوش داشته باشند، بیگودی‌ها را در فاصله‌ای دورتر از هم بپیچید تا وقتی که آنها را باز می‌کنید، بتوانید موها را پوش دهید. اگر فر ريز مي‌خواهيد لايه‌ها را نازک و از بيگودي‌هاي ريزتر استفاده كنيد و اگر فر درشت‌تر و بابليس شده مي‌خواهيد از بيگودي‌هاي درشت‌تر برداشته و لايه‌ها را ضخيم‌تر برداريد.

 چند فوت کوزه‌گری که فقط آرایشگرها می‌دانند

1- دو عدد بیگودی را در جهت مخالف هم بپیچید، حسن این کار در آن است که برای بستن آنها فقط از یک سنجاق استفاده می‌کنید. به این طریق اگر سنجاق کم داشته‌ باشید، مشکلی پیش نمی‌آید.

2- موهاي فر كنار گونه را می‌توان به راحتی درست کرد. حلقه‌ای از مو را دور انگشت سبابه بپیچید و بعد آن را طوری نگه دارید که وسط آن خالی بماند و سپس سنجاق (کلیپس) را روی آن بزنید.

3- وقتی می‌خواهید دالبرهای نرمی به موهای‌تان ببخشید از سنجاق‌های بلند استفاده کنید. موها را دور انگشت پیچیده و بعد حلقه مو را تا نزدیکی سر بپیچید و فر را کاملا صاف و تخت نگه دارید و به کمک یک سنجاق محکم ببندید به طوری که حلقه مو راست بایستد.

4- موهاي فر پشت گردن برای مواقعی که موی سر کوتاه است به وسیله سنجاق زده می‌شوند. برای پیچیدن این فرها، شانه دسته‌داری را برداشته و به کمک آن دسته‌ای از موها را در دسته شانه بپیچید و سنجاق بزنید.



مجله زیبایی ماه بانو

هسته انبه، معجزه‌ای برای پوست و مو



به طور مثال مصرف دانه، گل‌ها، میوه و حتی پوست درخت هم برای سلامت بدن‌ پر‌فایده خواهد بود. بیشتر ما نوشیدن یک لیوان آب انبه خنک، غلیظ و خوش‌رنگ را بسیار می‌پسندیم و از مزایای مصرف آن آگاه هستیم. اما آیا با خواص هسته انبه هم آشنایی دارید؟ جالب است بدانید می‌توانید از پودر، روغن و حتی کَره هسته انبه هم استفاده کنید.

۱- مصرف هسته انبه برای درمان شوره سر

هسته انبه می‌تواند کمک موثری برای درمان و رهایی از شوره‌های ناخوشایند سر باشد. کره هسته انبه را بگیرید و به سرتان بمالید با این روش علاوه بر درمان شوره موهای‌تان هم تقویت شده و جلوه و درخشندگی خاصی پیدا می‌کنند. برای اثربخشی بیشتر می‌توانید این کره را با روغن خردل و یا عسل مخلوط کنید تا از طاسی سر، ریزش‌ و زود سفیدن موها هم جلوگیری کنید. برای تهیه کره هسته انبه کافی است چند عدد هسته انبه رسیده را جمع‌آوری کرده و در محلی گرم، خشک و پرسایه نگهداری کنید تا کاملا خشک شوند.

زمانی که هسته‌ها خشک شدند و پوسته بیرونی آن‌ها خشک و داخل‌شان پوچ و شکننده شد، می‌توانید به راحتی مغز درون هسته را خارج کنید در یک ظرف مناسب نگه‌داری کنید. در حقیقت همین مغز هسته است که حاوی مواد مغذی و دارویی است. به میزان لازم هسته خشک شده را پودر کنید و با مقداری آب مخلوط کنید. آب را قطره‌قطره اضافه کنید تا خمیر شود و مواد‌تان تنها به اندازه یک قاشق باشد. به این خمیر کره هسته گفته می‌شود و خواص دارویی بسیار زیادی خواهد داشت.

۲- مصرف پودر هسته انبه برای داشتن دندان‌ها و لبخندی زیبا

می‌توانید شبیه به دستور‌العمل تهیه کره هسته انبه، پودر هم تهیه کنید. مغز هسته‌های خشک شده را پودر کنید و مقداری از آن را کف دست‌ خود بریزید سپس مسواک‌تان را کمی مرطوب کرده و به پودر آغشته کنید. مطابق معمول مسواک بزنید تا دندان‌های‌تان سفید و سالم شوند.

۳- مصرف هسته انبه برای موهای سالم

روغن هسته انبه منبعی غنی از اسیدهای چرب سالم و ضروری، مواد معدنی و انواع ویتامین‌ها است. می‌توانید به راحتی این روغن را در منزل تهیه و مصرف کنید، چگونه؟
– لایه بیرونی هسته انبه را جدا کنید و با مقداری روغن نارگیل، زیتون، کنجد و یا خردل مخلوط کنید.
– بعد از اینکه مواد را خوب با هم ترکیب کردید، مخلوط را در یک ظرف مناسب ریخته و برای مدت زمان یک هفته در مجاورت نور‌خورشید قرار دهید.
– بعد از گذشت یک هفته روغن برای استفاده حاضر و آماده است. مصرف منظم و مرتب این روغن می‌تواند از ریزش و سفید شدن زود‌هنگام موها جلوگیری کند.

۴- مصرف هسته انبه برای سلامت پوست

روغن هسته انبه یک مرطوب کننده عالی برای پوست شما است. روغن به دست آمده از هسته انبه در انواع لوسیون‌ها و کرم‌های مخصوص زیبایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این روغن بسیاری از مواد مغذی و لازم برای پوست‌تان را تامین کرده و از ایجاد چین و چروک‌های احتمالی پوست پیشگیری می‌کند. روغن هسته انبه روی پوست صورت فاقد چربی و روغن است.

۵- مصرف هسته انبه برای لب‌های خشک

شما می‌توانید از روغن هسته انبه به عنوان یک بالم‌لب (چرب‌لب) صد درصد طبیعی استفاده کنید. این روغن با آبرسانی مناسب به پوست لب از خشکی لب‌ها و در نتیجه ایجاد ترک‌خوردگی روی آن‌ها جلوگیری می‌کند. سعی کنید هر شب قبل از خواب مقداری روغن هسته انبه را روی لب‌های خود بمالید. این روغن با جوان‌‌سازی سلول‌های پوست و مرطوب نگه داشتن آن‌ها از ایجاد سلول‌های مرده پوستی جلوگیری کرده و به درمان سریع خشکی و ترک‌خوردگی‌های ناشی از آن کمک می‌کند.



مجله زیبایی ماه بانو

چرا بعضی کودکان بیشتر بیمار می‌شوند؟



در اینجا به پنج دلیل بیمار شدن کودکان و روش های افزایش مقاومت بدنی آن ها در برابر میکروب ها می پردازیم. این روش ها آرامش را به شما باز می گرداند و از اتلاف وقت و پول شما در مراجعه ی متعدد به پزشک جلوگیری می کند.

۱- به قدر کافی باهم بازی نمی کنید

شرکت در فعالیت های خانوادگی راه خوبی برای حفظ رابطه است، اما رفتن به بیرون از خانه تنها به خرید و خوردن غذا در رستوران مورد علاقه ی شما محدود نمی شود.

برای به وجود آوردن یک سنت خانوادگی جدید هیچوقت دیر نیست. حتی می توانید از آخرین روزهای قبل از شروع سال تحصیلی برای به وجود آوردن زمانی برای فعالیت های خانوادگی استفاده کنید.

کارهایی مثل گردش، رفتن به پارک نزدیک خانه یا پیک نیک، کودکان را در معرض هوای تازه و فعالیت بدنی قرار می دهد. این موضوع به افزایش میزان طبیعی ویتامین دی کمک و در نتیجه سیستم ایمنی بدن را مقاوم می کند.

۲- از مزایای مواد پروبیوتیک استفاده نکرده اید

فرآورده های پروبیوتیک حاوی باکتری های مفیدی هستند که بعد از مصرف در روده باقی می مانند و اثرات مفیدی بر سلامتی انسان می گذارند.

داشتن یک روده ی سالم به داشتن سیستم ایمنی قوی تر، افزایش فلور مفید روده (میکرو ارگانیسم های موجود در مجاری گوارشی که در سلامت انسان نقش دارند) و مقاومت بیشتر در برابر مشکلات معده و دیگر بیماری ها منجر می شود.

برای استفاده از فرآورده های پروبیوتیک به عنوان یک مکمل روزانه، محصولات لبنی مانند شیر، ماست و حتی نوشیدنی های پروبیوتیک را می توان به راحتی در وعده های روزانه استفاده کرد و آن را به یک شیوه ی آسان و کم هزینه برای تقویت سلامتی کودک تبدیل کرد.

۳- فرزندتان خواب کافی ندارد

هیچ پدر و مادری آرزو نمی کند کودکش زمان بیشتری را به بازی با تلفن همراه بگذارد.

علاوه بر یک برنامه ی منظم خواب، کودک شما به خواب شبانه ی مناسبی هم نیاز دارد. یکی از راه های دستیابی به این امر، تعیین محدودیت زمانی برای استفاده ی روزانه ی کودک تان از وسایل الکترونیک است.

با استفاده از چراغ خواب و پرده های ضخیم، محیط آرامش بخش و دنجی را ایجاد کنید. برای کودکتان قصه بگویید تا آرامش یابد و به خواب برود.

۴- فرزندتان دچار کمبود ویتامین های ضروری است

کودکتان را مجبور به خوردن سبزیجات نکنید چون هرگز در این جدال پیروز نمی شوید. داشتن خلاقیت (و فریب کودک) تنها راه حل این موضوع است.

می توانید سبزیجات را با اضافه کردن آن ها به نوشیدنی ها پنهان کنید؛ مثلا نوشیدنی هایشان را با میوه شیرین کنید. همچنین می توانید سبزیجات را به شکل خوراکی های مورد علاقه شان درآورید (مثل هویج به شکل چیپس).

مواد مغذی مثل سیب، انگور و تمشک را که کودک از خوردن آن ها لذت می برد را به بستنی یا مربای خانگی تبدیل کنید.

از چربی های مفید موجود در تخم مرغ و آووکادو یا پخت غذا با روغن زیتون خالص و با کیفیت و مصرف هفتگی ماهی غافل نشوید. همه ی این موارد به حفظ یک سیستم ایمنی قوی کمک می کند.

۵- عادات بهداشتی خوبی ندارید

فرزندتان از شما تقلید می کند، پس به رفتارهایتان دقت کنید، به خصوص آن هایی که به بهداشت شخصی تان مربوط می شود. یکی از کم هزینه ترین راه های جلوگیری از بیماری های شایع در مدرسه، کمک به حفظ بهداشت کودک است.

یکی از عادت های خوبی که می توانید به فرزندتان نشان و آموزش دهید این است که دست های او را قبل از خوردن غذا و بعد از برگشت از مدرسه یا زمین بازی بشورید.

برای آنکه این کار سرگرم کننده باشد می توانید باهم شعر بخوانید تا مطمئن شوید او این کار را به طور کامل انجام می دهد.

با استفاده از صابون های آنتی باکتریال می توانید از محافظت کودک تان در برابر میکروب ها اطمینان بیشتری پیدا کنید



مجله زیبایی ماه بانو

فیلم: عواملی که روحیه‌تان را تغییر می‌دهند


برترین ها – احسان درخشنده: همه‌ی ما گاه خوشحال هستیم و گاه غمگین؛ گاه آرام هستیم و گاه عصبانی؛ گاه خوش‌خُلق هستیم و گاه عُنُق و بَدخُلق؛ روی هم رفته می‌توان این گونه گفت که روحیه‌ی انسان‌ها از ثبات برخوردار نیست و وضعیت روحی و روانیِ افراد دائم در تغییر و تحول است.

 

عوامل زیادی در تغییر روحیه‌ی انسان‌ها تأثیرگذارند. برخی از این عوامل تحت کنترل فرد هستند و برخی دیگر خارج از کنترل. در این بخش، سر و کارِ ما با عواملی است که تحت کنترل ما هستند و می‌توانیم با تغییر و تنظیم آن‌ها، بر روحیه‌ی خود تأثیرگذاریِ مثبت داشته باشیم.

 

با تماشای ویدئوی زیر، با عواملی آشنا می‌گردید که می‌توانند به تغییر روحیه‌ی شما کمک کنند. با ما همراه باشید.

 

 در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

فیلم: عواملی که روحیه‌تان را تغییر می‌دهد 



مجله زیبایی ماه بانو

غذاهایی که کمک می‌کنند باردار شوید


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: حتما می‌دانید که در مورد بخور و نخورهای دوران بارداری اطلاعات و توصیه‌های بسیاری زیادی وجود دارد، اما برای وقتی که سعی دارید باردار شوید چطور؟ آیا غذاهای خاصی می‌توانند توانایی شما برای باردار شدن را بیشتر کنند؟ بله البته! شما چه به تازگی قصد باردار شدن کرده باشید و چه مدتها از تصمیم‌تان گذشته باشد، می‌توانید با مصرف غذاهایی که توانایی باروری‌تان را افزایش می‌دهند و همچنین اجتناب از غذاهایی که در این مورد معکوس عمل می‌کنند، شانس بارداری خود را بیشتر کنید.

بنشن


بله درست است، نخود و لوبیا چیزهایی هستند که قدرت باروری‌تان را افزایش می‌دهند. محققان دانشگاه هاروارد، 19000 پرستار را که سعی در باردار شدن داشتند مورد بررسی قرار دادند و دریافتند زنانی که بیشتر پروتئین حیوانی مصرف می‌کردند، احتمال بارداری‌شان 39 درصد بیشتر بوده است اما زنانی که زیاد پروتئین گیاهی مصرف می‌کردند به میزان قابل توجهی دچار دردسرهای کمتری برای باردار شدن بودند. پس اگر می‌خواهید باردار شوید بهتر است به روش‌های متعددی مصرف بنشن را در رژیم غذایی خود بالا ببرید. لوبیا دوست ندارید؟ عدس، توفو و مغزها هم می‌توانند پروتئین‌های گیاهی خوبی باشند.

 

 غذاهایی که کمک می‌کنند باردار شوید

بستنی


هورا! بله درست خواندید، و البته ما از بستنی کم چرب یا نوع رژیمی آن صحبت نمی‌کنیم. مطالعات نشان داده روزی یک یا دو وعده از فرآورده‌های لبنی (مانند بستنی) با اختلال در تخمک گذاری مبارزه می‌کند. جالب است بدانید شیر کم چرب یا بدون چربی، اثر معکوس دارد. کارشناسان هنوز نمی‌دانند چرا، ولی تئوری که ارائه داده‌اند این است که حذف چربی شیر، تعادل هورمون‌های جنسی آن را بر هم می‌زند که در نتیجه تخمک گذاری را مهار می‌کند. البته زیاده روی هم نباید بکنید؛ به توصیه‌ی پژوهشگران جایگزین کردن یکی از آیتم‌‌های کم چرب لبنی در روز با یک نوع پُرچرب آن کافیست. البته فراموش نکنید که این کالری اضافی را باید جای دیگری در تغذیه‌تان خنثی کنید.

سبزیجات برگدار


اسفناج، آروگولا، بروکلی، کاهو و سیار سبزیجات برگدار سرشار از اسید فولیک هستند؛ اسید فولیک یکی از ویتامین‌های گروه B است که پژوهش‌ها نشان داده می‌تواند تخمک گذاری را بهبود بدهد. البته از این سبزیجات به همسرتان هم بدهید! زیرا مطالعات نشان داده مردانی که مقادیر بیشتری اسید فولیک مصرف می‌کنند، اسپرم‌های سالم‌تری می‌سازند که به طور بالقوه، احتمال سقط جنین یا مشکلات ژنتیکی در کودک را کاهش می‌دهد.

 

محققان دانشگاه کالیفرنیا، 97 مرد غیر سیگاری را که هیچ سابقه‌‌ای از جهت مشکلات باروری نداشتند مورد آزمایش قرار دادند و دریافتند مردهایی که بیشتر از بقیه ویتامین مصرف کرده بودند، تعداد اسپرم‌های غیر طبیعی‌شان تقریبا 20 درصد کمتر از سایرین بوده است.

تخم کدو


تخم کدو غنی از آهن غیر هِم است. آهن غیر هِم نوعی از آهن است که در منابع گیاهی خاص و غذاهای غنی شده با آهن وجود دارد. مطالعه‌ای دریافته زنانی که به طور مرتب مکمل آهن مصرف می‌کردند (که آهن غیر هِم است)، 40 درصد کمتر در معرض مشکلات باردار شدن بودند. تخم کدوها را در فر برشته کنید و یک اسنک تُرد و مفید نوش جان کنید!

نان گندم کامل


کربوهیدرات‌های پیچیده نسبت به کربوهیدرات‌های ساده به زمان بیشتری برای گوارش نیاز دارند و این کمک می‌کند تا قند خون (میزان انسولین) ثابت بماند. حالا این چه ربطی به باردار شدن دارد؟! افزایش سطح انسولین می‌تواند هورمون‌های باروری را مختل کند.

 

پژوهشی که 165 زوج در حال تلاش برای بارداری را مورد بررسی قرار داده بود دریافت وقتی زنها سطح قند خون‌شان بالا بوده است، احتمال باردار شدن‌شان طی 6 ماه مطالعه، نصف شده بود. اگر قصد باردار شدن دارید، نان کامل را به نان سفید ترجیح بدهید، همینطور برنج قهوه‌ای را به برنج سفید و پاستای سبوسدار را به پاستای سفید.

روغن زیتون


روغن زیتون، چربی تک غیر اشباع است که به افزایش حساسیت به انسولین و کاهش التهاب در تمام بدن کمک می‌کند. التهاب می‌تواند تخمک گذاری، بارداری و رشد جنین را دچار اختلال کند. از روغن زیتون همراه با سرکه بالزامیک در سالادتان استفاده کنید یا در پخت و پز به جای کره روغن زیتون بکار ببرید.

سالمون وحشی


این ماهی آبهای سرد سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است که می‌تواند به تنظیم هورمون‌های باروری و افزایش جریان خون در اندام‌های تناسلی کمک کند. سالمون نسبت به سایر ماهی‌های چرب، جیوه‌ی بسیار کمتری دارد.

 

 غذاهایی که کمک می‌کنند باردار شوید

از مصرف چربی‌های ترانس پرهیز کنید


چربی‌های ترانس در بسیاری از غذاهای فرآوری شده، سرخ شده و … وجود دارد و برای خانمی که سعی دارد باردار شود مناسب نیست. این چربی‌های توانایی بدن برای واکنش نشان دادن به انسولین را کاهش می‌دهند که می‌تواند احتمال تخمک گذار نامنظم را بالا ببرد.



مجله زیبایی ماه بانو